من نباید اینجا باشم. هم‌سن و سالهای من پیراهن پرام انتخاب می کنن. برای تابستان برنامه‌ی رفتن به ترکیه٫ ایتالیا و افغانستان را دارند. هم‌صنفی های سابقم٫ دوست های ۲۰ ساله‌ام امثال سال اول دانشگاه‌شان است. من؟ من در ۲۰ سالگی از دانشگاه فارغ میشوم. من زیر بار قرض دفنم. من مشکل های بزرگانه دارم. من نباید اینجا باشم.

نمی دانم بدی های این موقعیت به خوبی‌هایش می ارزد یا نه.