تعداد آدم‌هایی که خودشان را کمال‌گرا حساب می‌کنند و تعداد آدم‌های کمال‌گرایی که در اطراف خود می‌بینیم با هم نمی‌خوانند. کسی که ۱۰۰ را به ۹۰ ترجیح می‌دهد کمال‌گرا نیست. همه ۱۰۰ را به ۹۰ ترجیح می‌دهند. کمال‌گرا کسی است که به چیزی کمتر از ۱۰۰ قانع نیست. ۹۵ برایش یعنی هیچ، یعنی تلاش ِ هدر رفته. کمال‌گرا کسی است که در اکثر ِ قریب به اتفاق مواقع ۱۰۰ می‌گیرد. از خودش چیزی کمتر از ۱۰۰ توقع ندارد. کمال‌گرا یعنی بِن، یعنی Hermione Granger. 

ناسا در دهه‌ی ۶۰ خیلی تحت فشار حکومت بود. رئیس جمهور به مردمش قول داده بود تا ۱۰ سال آینده آمریکا به ماه رفته باشد. جنگ سرد با روسیه در جریان بود و ناسا ملیارد ملیارد پول می‌گرفت که رویای مردم آمریکا را واقعیت بسازد. آپولو ۱ که همانجا پیش چشم‌شان، روی زمین آتش گرفت، سه‌تا فضانورد ِکه زنده زنده سوختند، ناسا متوجه شد که باید کمال‌گرا باشد. که صرف نگاه و همت ِبلند کافی نیست، باید تلاش‌شان هم همانقدر بلند باشد. دوشنبه‌ی بعد از این تراژدی یوجین کرانز تمام کارمند‌ها را جمع کرد و بهشان گفت مسئول مرگ این سه آدم ما استیم. که همینطور به امید اینکه شانس بیاریم پیش رفتیم. در حالی که نرم‌افزار‌ها آماده نبودند، مرکز کنترل آماده نبود. همه می‌دانستیم ولی هیچکس نایستاد که بگوید "Damn it stop!" به کارمند‌ها گفت از این به بعد ناسا را با دو صفت ِ  "Tough" and "Competent" میشناسند. بعد یکی یکی منظورش را از این صفات توضیح می‌دهد. حرف از "کامل"/perfect بودن همه چیز می‌زند. بعد‌ها یوجین کرانز کتابی می‌نویسد با عنوان Failure is not an Option. داخل این کتاب جمله‌ای است که میگه: 

“There is no such thing as good enough. You, your team, and your equipment must be the best. That is how you will win victories.”